سلام.

طبق سنت چند ساله.

جمع می شويم تا لباسهای سياهمان را برداريم و آماده عزاداری شويم

سخنمان سخن از تشنگی و سقاست

ذکر مردی و مردانگی جوانمردان است

حرفمان حرف همه عاشقان اباعبدالله است که:

بفدای لب عطشان حسين

با حضورتان محفل عزای حسينی را شوری ديگر ببخشيد

(متاسفانه بعلت کمبود جا از پذيرايی از بانوان عذر می خواهيم)

التماس دعا

آدرس کامل:ميدان رسالت.خيابان هنگام...

همه بچه های هيئت مکتب المقربين

http://mogharrabin.persianblog.ir

سه‌شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٢ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

سلام.

وقتی نظرات مطلب قبلی رو ميخوندم يه سری به وبلاگ خانم نسيم ياس زدم.مطلبشون يه جورايی شرح حال منهم بود.اما يه چند تا مطلب قديمی حالم رو عوض کرد...

... يه روز يه آقای لوطی مسلکی ميره حج.ميرسه به جايی که از دور خونه خدا رو ميتونسته ببينه.برميگرده به خدا ميگه:

لوطی!ما تو طهرون وقتی نخود لوبيا ميخريم،درهمه!سنگ و خاک و گل و شل رو به همون قيمت نخود لوبيا می خريم.توام مردونگی کن!لوطی گری کن درهم بخر.ما که روسياهيم بخاطر بنده های خوبت بخر...

...يه روز يه مردی ميره مشهد حرم آقا امام رضا(ع) ،همه رفيقاش ميبينن داره دامنشو می تکونه و هی ميگه شتر ديدی نديدی.رفيقاش میپرسن قضيه چيه؟ميگه ميدونم که همه گناهامو ديدن،ميدونن که دامنم آلودست.دارم ميگم:

با مرام!با معرفت!شتر ديدی نديدی....

اما

عالم بی عمل به زنبور بی عسل ميماند...

همين.

سه‌شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٢ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

سلام.

با اينکه خيلی دير شده اما عيد غدير مبارک(چی چی رو دير شده؟!!!هنوز که هنوزه هر کی می بينتمون ميگه آقا سيد عيدی ما چی شد؟)

سفر مشهد هم با همه خوبيها و سختيهاش تموم شد.

همونطور که گفته بودم با خيلی ها آشنا شدم و خيلی ها رو بهتر شناختم ومهمتر از همه يه ذره خودم رو بيشتر شناختم. فهميدم که کی هستم و حدم تا کجاست.

بگذريم...

به همه بچه هايی که اومده بودن ميگم زيارت قبول و برای اونايی که نيومدن هم آرزوی زيارت دارم.به همه اونايی هم که زحمت کشيدن خسته نباشيد ميگم.اميدوارم خود امام رضا عاقبت به خيرشون کنه.آمين!

--------------------------

در مورد برنامه طشت گذاری هم بايد بگم که هنوز بنرش آماده نشده.هر وقت آماده شد می زنم.

فعلا همين

یکشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٢ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

سلام.

عشق در دل ماند و يـار از دسـت رفت

دوستان! دستی که کار از دست رفت

مرکـب سـودا جهانيـدن چـه سـود...

چون زمام اختيار از دسـت رفت؟؟؟

گـر مـن از پـای انـدر آيم گـو درآی!

بهتر از من صد هزار از دست رفت...

--------

پيـمـانـه هرکه پر شود مـی ميرد

پيمانه ما که پر شود زنده شويم....

-------

اين روزها همه عيد قربان رو به هم تبريک ميگن اما هيچ کس يادی از شهادت حضرت مسلم بن عقيل نمی کنه(به قول يه بنده خدايی خيليها ديگه با عزاداری حال نمی کنند)

روز عرفه،روز شهادت حضرت مسلم هستش و برای من خيلی جالبه که آقا ! امام حسين چرا با نامه ۱۲۰۰۰ هزار کوفی جلو نمی ره اما به يک نامه مسلم حرکت می کنه؟

خوش به حال اونايی که از همين حالا به شهادت مسلم يواش يواش دلهاشون سمت محرم پر می کشه و آروم آروم به فکر لباس سياه می افتند

من از بالای اين دارالعماره خوب می بينم

که بام خانه اين کوفيان پوشيده از سنگ است 

از همين الان ميگم دو سه روز قبل از محرم طبق سنت هرساله در منزل ما برنامه طشت گذاری و سياه پوشان برگزار ميشه که تمامی آقايون (بعلت کمبود جا شرمنده همه خانمها هستيم) می تونن شرکت کنن.آدرس و اينا رو قبل از سفر مشهد می زنم(ان شاء الله)

 

دوشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٢ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

خدایا ....

سلام.

بعضی وقتها آدم نمی دونه چی بايد بگه،شايد هم نميدونه که بايد بگه يا نه!

ديشب وامروز هم برای من چنين حالتی داشت...

نميدونم چرا بعی ها علاقه دارند با آبروی ديگران بازی کنند تا مشهور و معروف بشن(اصطلاح بچه های شبکه پيام بچه معروف)

اينکه آدم هر حرفی رو تو يه محيط عمومی بزنه هنر نيست اما اينکه بعدها برای حرفش شرمنده نشه(نه پيش کسی! پيش خودش،پيش خدا) اين مهمه

اينکه اگه فردا از خودش پرسيد برای چی اين حرف رو زدم و جوابی براش داشته باشه مهمه....

اميدوارم همه اينو از خودمون بپرسيم...

------------------

پارسال مشهد برام خيلی خاطره انگيز بود...

با خيلی ها آشنا شدم،از خيلی ها چيز ياد گرفتم،دوستيهای جديدی شکل گرفت

حالا يک سال گذشته...(مثل اين آگهی های ترحيم که مينويسند يکسال گذشت)

از اون آشنايی ها يه سری ديگه وجودنداره.چيزهای بيشتری ياد گرفتم و شايد تو بعضی دوستيهام ترديد  بوجود اومده باشه.

اما امسال هم ميخوام با بچه ها برم مشهد...

شايد دوستيهای جديد آموختنيهای جديد و خيلی چيزهای جديد ديگری در انتظارم باشه

يا علی اين موسی الرضا!

سال گذشته مهمان خوان پر نعمتت بودم!

امسال هم مهمان آلوده نمی خواهي؟

همين!

شنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٢ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: