بعد از اتمام مبحث معيار نوبت به مواردي است كه مي تواند بعنوان معيار مطرح شود.

مهمترين مسئله اي كه در ميان خصوصيات باطني افراد مي تواند بعنوان معيار مطرح شود "ايمان"است

فردي كه داراي ايمان است قابل اعتماد است و مي توان به او بعنوان تكيه گاهي محكم تكيه كرد.

البته همه مي دانند كه ايمان خريدني نيست ؛به ريش و لباس هم نيست كلا به ظاهر نيست ، به عمل است.اصلا نشانه داشتن ايمان همين كلمه است "عمل" هر كجا هم در قرآن نامي از ايمان آمده همراه با عمل است."الذين آمنوا و عملوا الصالحات"

مسئله اي كه پيش مي آيد اينست كه از كجا بفهميم فرد مورد نظر ما ايمان دارد(مومن است) يا نه؟ آيا از روي ظاهر مي توان تشخيص داد؟ مسلما خير! اما مهمترين مسئله اي كه مي توان از روي آن به ايمان طرفمان پي ببريم "نماز" است.اگر طرفمان اهل نماز در خلوت بود (يعني فقط زماني كه با جمع است نماز خوان نيست )

دومين مسئله اي كه بعنوان معيار مطرح است "بلوغ" است.اهل تربيت بلوغ را سه نوع مي دانند بلوغ جسمي و مالي و"بلوغ عقلي" كه رسيدن به بلوغ عقلي از دو مورد ديگر براي ازدواج مهمتر است.

اصطلاحا در جامعه ما به كسي كه به بلوغ عقلي نرسيده است مي گويند "هنوز بچه است" ، حرفي از خودش ندارد .استقلال در زمينه هاي مختلف زندگي ندارد .قدرت تصميم گيري مناسبي ندارد و ديگران بايد برايش تصميم بگيرند(قدري فكر كنيد! با چنين كسي مي توان زندگي كرد؟)

بسيارند افرادي كه بلوغ جسمي و مالي (بخصوص دومي كه خيلي مهم شده است) دارند اما براي بلوغ عقلي پايشان مي لنگد پس بايد دقت كرد كه صرف بلوغ جسمي يا مالي فردداراي بلوغ عقلي نيست.

يكي ديگر از مواردي كه بعنوان معيار مطرح مي شود و معيار بسيار مهمي است" همنشينان و دوستان "فرد است.

                                   قال المعصوم(ع) "المرء علي دين خليله و قرينه"

                          آدمي بر دين و مسلك دوستان و اطرافيان و همنشينانش است.

بايد "تحقيق" كرد و فهميد كه فرد مورد نظر ما به چه كساني دمخور است؟دوستانش اهل چه كارهايي هستند؟دوستانش سيگار مي كشند يا خداي ناكرده معتادند؟

اخلاقي بزرگ حضرت آيت الله مجتهدي(حفظه الله تعالي) مي فرمايند: در مورد دوستان خود دقت كنيد كه اين همنشيني با دوستان است كه شما را بالا برده يا پائين مي آورد.هيچ كس ابليس يا شيطان را دوست ندارد اما وقتي در قرآن در كنار كلمات درگر مي آيد جرأت نمي كنيم بدون وضو به آن دست بزنيم!چرا چون همنشين با كلمات قرآن شده!

مسئله بعدي" احساس مسئوليت " است كه ثمره بلوغ عقلي است .فردي داراي اين صفت در مورد كارها حرفها و قولهاي خود احساس مسئوليت مي كند و خود را ملزم به اجراي آن مي بيند.

عقد در كلمه به معني پيمان و گره محكم است. اگر طرفين در مقابل اين پيمان احساس مسئوليت نكنند قاعدتا دوام چنداني نخواهخد داشت.

"صداقت":پيمبر اكرم مي فرمايند "النجاة في الصدق" نجات در راستگوئي نهفته است.

وقتي دو نفر مي خواهند با هم زندگي كنند مهمترين مسئله اي كه مي تواند ايجاد اعتماد كند و آن ديوار بي اعتمادي اوليه اي كه هر فرد نسبت به ديگري دارد از بين ببرد "راستگوئي" است.(درباره صداقت گفته اند بدانيد كسي كه راستگوست ترسو نيست چون دروغگو هميشه از اين كه رسوا شود در ترس و هراس است.)

"گذشت":در تداوم زندگي مشترك بسيار مهم است.اگر طرفين حاضر نباشند از كوچكترين اشتباه و خطاي يكديگر گذشت كنند از زندگي چه باقي خواهد ماند(بخصوص در ابتدا و آغاز زندگي مشترك كه هيچ كدام از طرفين هنوز آنچنان كه بايد با اخلاقيات و علاقه ها و نفرت هاي يكديگر آشنا نيستند)

 

                                                                ادامه دارد...

دوشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸۳ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

بنام خدا

همیشه وقتی می خواهیم بین دو یا چند چیز "انتخاب" کنیم به وجود معیار یا معیارهایی برای تشخیص و انتخاب نیازمندیم تا هم انتخابمان صحیح تر باشد هم راحت تر بتوانیم انتخاب کنیم.

معیار ار ریشه عیار است و معنی تحت اللفظی آن وسیله ایست که بوسیله آن ارزش طلا و نقره را می سنجند.

برای تعیین معیار باید ابتدا هدف یا اهدافمان را از ازدواج مشخص کنیم تا بتوانیم متناسب با هدفمان معیارهایی تعیین کنیم تا انتخابمان ما را به سمت همان اهداف سوق دهد.

با توجه به اینکه هدف از ازدواج و بحث پیرامون آن قدری گسترده ایت آن را به قسمتهای بعد موکول کرده واین قسمت درباره معیار ومحسنات داشتن و دلیل داشتنش صحبت می کنیم.

متاسفانه در اجتماع ما در حال حاضر بسیارند افرادی که با یک نظر عاشق و با یک لبخند دلباخته می شوند و کرشمه ای مجنون می شوند و طرفشان می شود لیلی!با شنیدن حرفهای عاشقانه غش و ضعف می کنند و بعد هم ازدواج و بدبختانه با کوچکترین برخوردی از هم متنفر می شوند و تمام...

کسانی که معیاری برای انتخاب ندارند یا برای انتخاب دچار سر رگمی می شوند و به ناگاه خود را با کوهی!!!از منتخبین یا قابل انتخابها مواجه می بینند یا به دام تنوع طلبی خواهند افتاد که عوارض آن بسیار دشوار و غیر قابل جبران است.

مثال زیبائی که می توان زد مثل خرید چند متر پارچه است.

اگر هنگامی که به پارچه فروشی می روید و مثلا 3 متر پارچه پشمی زمستانی تیره رنگ از فروشنده می خواهید سریعتر به نتیجه دلخواهتان خواهید رسید یا نه؛زمانی که به پارچه فروش بگوئید من پارچه پشمی می خواهم ( یا حتی بگوئید من پارچه می خواهم!!!)

در مورد اول شما 2-3 مدل پارچه خواهید داشت و ار بین آنها به سرعت انتخاب خواهید کرد.اما در مورد دوم 10- 15 مدل پارچه با رنگهای مختلف خواهید داشت!که باعث سر درگمی شما و فروشنده و احیانا عصبانیت او بعد از چند دقیقه خواهد شد.و بعد از خرید هم در صورت بروز کوچکترین مشکل و یا شنیدن حرفی هر چند بی معنی با خود خواهید گفت اگر فلان پارچه را انتخاب می کردم بهتر نبود؟!

اینها همه مسائلی است که در صورت نداشتن معیار برای خرید چند متر پارچه(پارچه ای که اگر نخواستی هدیه اش می دهی یا حداکثر دورش می اندازی!)پیش می آید

حالا همه این مسائل را درباره ازدواج در نظر بگیرید...

شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

 

جانم در سینه محبوس شده است.ای کاش به همراه نفسم از کالبدم بیرون میرفت

بعد تو ای فاطمه ام! در زندگی هیچ خیر و خوشی نیست و این گریه از ترس اینست که مبادا بعد از تو عمرم به درازا بکشد.

پس آنگاه دستهایش را از خاک قبر فاطمه تکانید و غم و اندوه بر او روی آورده اشکهایش بر گونه هایش جاری شد و صورتش را به طرف قبر رسول خدا برگرداند و گفت "السلام علیک یا رسول الله!..."

----------------------------------

صبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی...

صبر کردم در حالی که این صبر برایم همانند خار در چشم و استخوانی در گلو بود...

جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳ساعت ٤:٤٩ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

                                                ازدواج از دیدگاه تربیت اسلامی

                 کلاس تربیت اسلامی استاد علی حاجی خانی در دانشگاه علامه طباطبائی

 

روز اولی که برای شرکت در این کلاس (با توصیه یکی از دوستان) به دانشگاه علامه مراجعه کردم مجبور شدم چند دقیقه ای را در حیاط دانشگاه و در جوار چندتن از دانشجویان بگذرانم که سر صحبت باز شد ووقتی فهمیدند برای چه کلاسی مراجعه کرده ام کلی خندیدند که: بابا!تربیت اسلامی هم شد درس که بخواهی میهمان بیائی؟!اما وقتی وارد کلاس شدم و چند دقیقه ای از تدریس استاد گذشت فهمیدم که درست آمده ام.

تابحال مباحث مربوط به ازدواج را در این حد ملموس نشنیده بودم. چون تمامی موارد مربوط به ازدواج را شامل می شد و در قسمتهایی از آن به ازدواج و آشنائی های اینترنتی می پردازد.فعلا قسمت اول را بخوانید تا قسمتهای بعدی...

                                                          

                                                        ------------------------

 

تربیت عبارتست از به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه هر موجودی(اعم از حیوان و انسان) به صورت صحیح.

بعضی از افراد شروع زمینه سازی برای تربیت را از دوران جوانی،بعضی از کودکی و گروهی از دوره جنینی می دانند اما بعضی از صاحب نظران برای شروع بحث تربیت به زمان قبل از ازدواج نظر دارند و علت این امر را داشتن همراهی خوب برای تربیت فرزند می دانند(اصطلاحا زمانی که پدر و مادری هر دو دارای شرایط و مشخصات خاصی باشند قاعدتا تربیت فرزندی با همان مشخصات برایشان آسانتر و آینده کودک روشنتر خواهد بود)

به همین دلیل آغاز مباحث تربیت اسلامی با مبحث ازدواج موفق و شرایط زوجین آغاز می گردد.

اولین بحثی که درباره ازدواج مطرح می گردد موضوع کفو بودن زوجین است.متخصصین دینی و اجتماعی کفویت را نه فقط به معنای برابری و مساوی بودن بلکه به معنای مکمل هم بودن در نظر می گیرند یکی از زیباترین مثالها در این زمینه یک جفت کفش است!هر کدام از لنگه های کفش "شخصیت"منحصر به فرد خود را دارند،شبیه یکدیگر هستند اما در بعضی موارد کاملا متضاد هستند (دقت کنید همین تضاد کمک بزرگی برای درست انجام دادن وظایفشان است) اما مکمل  هم هستند.

یکی دیگر از مسائلی که درباره کفویت مطرح می شود مسئله ایست که عموم مردم از آن با اصطلاح به هم آمدن یاد می کنند یعنی زوجین علاوه بر مکمل هم بودن در بعضی موارد باید شرایطی نه مساوی که شبیه به هم داشته باشند . مواردی مانند موقعیتهای اجتماعی، وضعیت مالی، شرایط جسمانی، زیبائی،اعتقادات دینی و مواردی از این قبیل

ادامه دارد...

دوشنبه ۸ تیر ،۱۳۸۳ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: