سلام.

خسته نباشيد

آهای!باشمام!همه کسانی که رای داديد!

بعنوان يک ايرانی خوشحالم

ديروز خيالم راحت شد

راحت راحت!

تخت تخت!

که هنوز همه مردم غيرتمندند

برايشان فرق می کند که چه کسی روی صندلی رياست جمهوری( به قول بعضيها صندلی خدمت) بنشيند.

خيالم راحت شد که ديگر جرج بوش و اصلا آمريکا هيچ غلطی نمی تواند بکند.

بعنوان يک ايرانی ممنونم!

حالا مثل هميشه افتخارم اينست که ايرانيم!

شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٤ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

دو نگاهی که کرديم همه عمر

                                      نرود تا قيامت از يادم

                                                           نگه اولين که دل بردی

                                                                                   نگه آخرين که جان دادم.

لب تشنه اگر آب نبيند سخت است.

و سخت تر اينست که لب تشنه راتا سرچشمه ببرند و تشنه ببندند و سيراب شدن ديگران را نشانش دهند.

می خواهی بگويمت چگونه می توان از اين هم سخت تر کرد؟!

چه سان عذاب می بيند؟

هنگامی که دستانش را بگشايی و بگويی برو!اين آب!اگر دهان داری بخور!

می دوی!بی سر و بی پا!با تمام وجود! تا عمق وجودت سرشار از سيرابی است!

اما ناگهان جلويت را می گيرند و جرعه آبی را که متعلق به توست پيش چشمانت به ديگری می دهند.

آنجاست که تمام اميدت می شود نا اميدی!سيرابی وجودت جايش را به عمق تشنگی می دهد!

می خواهی روی زمين بنشينی

تا چند دقيقه نمی فهمی!هيچ چيز!هيچ چيز!

و مامور آب برت می گرداند

دوباره تشنگي.دوباره نا اميدی.

خودت را حس کن ميان اين وضعيت!بفهم يعنی چه!

ناگهان دستی می رسدو درياچه آبی می دهندت!

يعنی آنقدر بنوش که سيراب شوی!

آنجاست که می فهمی خوشحال يعنيچه

معنی تشنگی را که کاملا فهميدی سيرابت می کنند...

                               ساعت ۲۳:۳۰چهارشنبه.داخل هواپيما.بعد از دوبار جا ماندن از هواپيما

یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

سلام.

چند تا از کارهای جديدم آماده شده.می تونيد ببينيد ونظر بديد.

یکشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٤ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: