من بی مايه که باشم که خريدار تو باشم؟

حيف باشد که تو يار من و من يار تو باشم!

خويشتن برتو نبندم که من از خود نپسندم،

که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم!

سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

کان لعلی ابن ابی طالب شان بين الناس فی الحيوه فاطمه سلام الله عليها

اين جمله ابتدای يک روايت تاريخی است.

گوينده ابن ابی الحديد معتزلی مذهب است.

اين روايت فاصله بين رحلت نبی اکرم و شهادت زهرای مرضيه صلوات الله عليهما را بيان می کند.

می گويد که بعد از رحلت پيامبر علی (بواسطه حضور حضرت زهرا) بين مردم شان و منزلتی داشت و مورد احترام جامعه بود.

در ادامه می گويد: اما بعد  از رحلت فاطمه مردم علی را <نسياْ منسيا> کردند.

بار اولی که اين روايت تاريخی را شنيدم ناراحت شدم.شاکی شدم که چطور می شود مردم اينقدر (چه بگويم؟!) باشند که علی را با آن همه افتخارات فراموش کنند!؟

اما حقيقت امر بعد از آن چيزی را فهميدم که ديگر سعی می کنم زياد به مباحث تاريخی بعد از رحلت رسول خدا نپردازم.

عرب نسيا منسيا را زمانی به کار می برد که چيزی ورای فراموشی را مدنظر داشته باشد.(اين واژه در قرآن هم دقيقا به همين معنا به کار رفته است)

نسيا منسيا يعنی کسی که طوری فراموش شده که گويی اصلا قبل از آن وجود خارجی نداشته است!

اين را  داشته باشيد فعلا تا فردا.

پ.ن:نکته اين روايت اينست که چطور می شود علی را که اينهمه افتخارات دارد شناخته شده است فردی است که همه به او به بخشش او و به شمشيرش مديون هستند را بشود در عرض ۷۵ روز(از روايت ۴۵ روز و ۶۰ روز می گذريم) طوری کار کرد که از تمام ذهن ها برود؟!به اين می گويند کار فرهنگی!نه؟!

جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

زمان: پنج شنبه عصر

مکان:نامعلوم(ربطی به مهديه طهران نداره)

بازيگران: ۴-۵ تا دختربجه ۶-۸ ساله.

کنار خيابون وايسادی منتظر که رفيقت بياد و کارت رو انجام بدی.يهو می بينی که چن تا دختر بچه دارن بگو مگو می کنن.داد و بيداد و بزن بزن!تا اينکه قضيه يواش يواش دستم اومد!قضيه کاملا عادلانه بود!۴ به ۱!

که يهو بازار فحش بالا گرفت

تف به موهات!تف به لباست!تف به پياده روتون!

جالب بود که همه چيز رو تف مالی می کردن!و يهو از فحش خالی گذشتن و شروع به عملی کردن وعده ها کردن!

و جالب اينجا بود که اون دختری که تنهايی در مقابل حملات!ايستادگی ميکرد هيچی نمی گفت اما وقتی تف کردن تو پياده رو ديگه اينجوری قاطی کرد و ...

۵ دقيقه بعد همه چيز از بين رفته بود و بچه ها داشتن بازی می کردن...

ای کاش دعواهای ما هم (چه انتخاباتی و چه غيره) اينجوری بود.

همين.

جمعه ۱٠ تیر ،۱۳۸٤ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

اين مطالب رو در جواب دوست گرامی آقای سکرتر می نويسم.

سلام.روي هم رفته وقتي يك نفر كلي حالش گرفته شده و بعدش كلي در و ديوار رو به هم مي كوبه خيلي حرفها ميزنه.نمي دونم چي شد كه يهو توسط بعضي دوستان، هاشمي شد پسر پيغمبر و احمدي نژاد شد دشمن همه مردم.اما براي من يه سري حرفها جالبه.

1) گفتيد كه هر بسيجي مجبور شده  10 نفر  از نزديكانش رو بياره تا به احمدي نژاد راي  بدن.من تا اين لحظه از هيچ كسي كه براي لحظه اي عضو بسيج بوده چنين چيزي نشنيدم.تو اون مدت نه چندان كوتاهي هم كه بودم هم چيزي نشنيدم.

اين البته يه جورايی بی معنيه.چجوری؟!روی چه حسابی؟!اين حرفها يه ذره شبيه کسانی نيست که ۲۰-۳۰ ساله اونور نشستن و ميگن ايران اينجوريه؟!اگه کسی نره تظاهرات از اداره اخراجش می کنن؟!همه دانش آموزا رو اجباری می برن تظاهرات ۲۲ بهمن؟!
2) فرموديد كه تو بسيج به همه مي گن ما الان درحال جنگيم و بايد مثل همت و باكري عمل كنيم!اولا اينكه هيچ كس نمي گه ما الان در حال جنگيم.اما اينكه از  <زندگي> افرادي مثل همت و باكري درس بگيريم فكر نمي كنم اشكالي داشته باشه.باکری که آدم تحصيل کرده و اهل کار بود و چمران که ...بماند.
3) اينكه گفتيد (در نظر خواهي وبلاگ من) من خودم رو تو حزب خدا مي دونم و بقيه رو تو حزب شيطان.فكر نمي كني يه ذره يك تنه به قاضي رفتي؟!و نظرات خودت در باره كساني كه اطرافت هستند رو به ديگران بسط مي دي؟!به شخصه حتي لحظه اي براي هيچ كدوم از كانديدا ها فعاليت نكردم و مطلبي رو هم كه نوشتم شكايت از دوستاني بود كه الان خودشون رو نماد حق مردم و مردم مي دونن!كساني كه بعد از دوم خرداد فكر كردند نماد همه مردمند و همه مردم بايد حرفهاي اونها رو بزنند و حالا كه يه تودهني از همون مردم خوردند كمي تا قسمتي تو گيجي دارند يه حرفهايي ميزنند كه 2 روز بعدش كه بهتر ميشن شروع به تكذيبات مي كنند.

یکشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٤ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها:

اگر سر به سر رای به اکبر دهيم از آن به که کشور به ... دهيم!

اين متن يه سری پيام کوتاه و بلند! به ضرر دکتر احمدی نژاده!

به جای ... انواع فحش را بگذاريد( به شرطی که به قافيه ضرری نزند!)

در اين راستا بگذاريد حرفهايم را رک بزنم و بيائيم يه ذره رفتارعملی و ظاهرمان را با هم مطابقت دهيم:

۱: قيامت: پشم!

۲:سوال و جواب: سر کار نرو بابا!

۳: هاشمی: تا ديروز دزد بيت المال،خفقان!ضد مردم!ضد گنجی!

    هاشمی: امروز نجات بخش!فرشته!۲ خرداد!آزادی سياسی!

۴:احمدی نژاد: استاد دانشگاه،عضو هيئت علمی علم و صنعت،شهردار.

جديدا: مظهر هم بديها!لايق همه فحشها!

من فقط يه حرف می زنم:

اگر به لطف خدا(!) و پولهای دور ريز از سفره هاشمی! ايشون رئيس جمهور شدن و فردا روزی کارهايی رو که از قبل به اون مشهور بودند انجام دادند، هرکدام از دوستانی الان نقش سينه چاک ايشون رو بازی می کنند، حداقل جلوی من اعتراض نکنند چون اونوقت ديگه نه من نه هيچ کس ديگه ای به اندازه ذره ای برای حرفهای احمقانه شون ارزش قائل نخواهيم شد...

چهارشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٤ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: