غدير هم آمد و گذشت

البته بهتر است بگوئيم غدير ماند و ما گذشتيم!

نمی دانم چرا اينفصل از تاريخ اينقدر سياه است که حتی معتقدينش هم حاضر به صحبت درباره آن نيستند!(مگر نه اينکه خواندن تاريخ مخصوصا تاريخ صدر اسلام را وهابيون و به قول مرحوم آيت الله رئوفی سگ سنی ها! ممنوع و حرام می دانند؟!)

روز غدير اتفاقاتی افتاد که زيبا و محکم بود و يکی از آن اتفاقات ماجرای بيعت بود.

می گويند پيامبر امر فرمودند بعد از خطبه غدير علی اين ابيطالب در خيمه ای بنشيند و همه به آن خيمه بروند و با او بيعت کنند.به عنوان مولا و امیرالمومنين...

پوچی اينکه می گويند مولا به معنی دوست  است نه امام و رهبر از اينجا مشخص می شود.

اگر معنای دوستی بود چه دليلی برای بيعت بود؟

آيا دوستی و دوست داشتن هم بيعت می خواهد؟

و حالا نکته جالبتر اينکه:

اصلا دوتی!آيا برای اين معنا بيعت مردان کافی نبود؟!پس چرا به شهادت خودشان ظرف آبی گذاشتند و همه زنان از طريق آن ظرف آب با اميرالمومنين بيعت کردند!؟

آيا اين بيعت برای دوست داشتن بود؟

سه‌شنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٤ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: