صدبار مردم از غمت ای ساقی فرات

يکبار هم بيا بکشم جانب حيات

اکنون جهان ز داغ شما گريه ميکند

فهميده اند اشک تو شد مايه نجات

دستم تهی در دم مردن ز سيم و زر

تا پر کنيد دست تهی را ز صد برات

عمری فذائی تو شدين ادعای ماست

واويلتا ز لحظه آخر لب فذات

ساقی شدن نبود به مشک و پياله ای

واويلتا ز جهل من و معنی صفات

افسوس زان دمی که دلم بی نصيب ماند

از سايه سار لطف تو ای معنی نجات

دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: