ابراهیم نبوی زمانی در کتاب گفتگوهی صریحش گفت: اوائل انقلاب کسانی که جایی برای حرف زدن نداشتند به سینما و کارهای سینمایی رو آوردند.

امروز به صورت کاملا اتفاقی قسمتهایی از اختتامیه جشنواره فیلم فجر امسال را دیدم و نمی دانم چه بگویم: حالم به هم خورد!احساس تهوع می کنم!خسته شدم.نمی دانم!

حرفها و ژستهای مسعود ده نمکی تهوع آور تر از خیلی اوقات دیگر بود.

مسعود ده نمکی زمانی برای من بت بود.زمانی که ۱۵-۱۶ سال بیشتر نداشتم. عشق جبهه و جنگ بودم و او و امثال او مجله چاپ می زدند( فکه و شلمچه و لثارات و جبهه و در آخر صبح)

آنها شدند نماد جبهه و جنگ!و چه زیبا گند زدند به این نماد!

آنها نماد بچه حزب اللهی شدند و آنرا هم کذا!

شروع کردند به شناساندن کسانی که اصلا کسی نمی شناختشان!(دکتر سروش را زدند تا شناخته شد!سخنرانی هایش را کوبیدن تا معروف شد) جا انداختن گروه های منفور به عنوان گروه های مظلوم!(نهضت آزادی را که منفور ملت بود بخاطر ژشتیبانی بازرگان از منافقین تبدیل به یکگروه ژیشرو روشنفکر کردند!)

اصولا همه جا را به هم ریختند! و هیچ کس هم نپرسید چرا این گروه در تمامی برنامه های این افراد حضور دارند و خرابکاری می کنند؟ آدرس ها را از کجا می آورند؟زمان اجرای  برنامه ها را؟ بگذریم!

مدتی گذشت و از آن بت برای من چیزی جز سنگ شکسته ای باقی نماند.

شروع این بت شکنی هم برای من از کوی دانشگاه بود.

بعد از مدتی این آقای بدون ذکر نام در گزارش!وقتی دید کارش خوب نمی چرخد و خریداری ندارد( شاید هم داشت ولی خب دیگر!) گفت : من دیگر کار فرهنگی نمی کنم!می خواهم کار تجاری کنم!

رفت و شروع کرد به تولید عطر گل محمدی با آرم شلمچه و عکس شهدا!

چفیه هزار شانه!

وقتی دید کسی چیزی نمی خرد و درپاساژ مهستان هتر از او کم نیستند گم شد!

رفت و بعد از مدتی با فقر و فحشا برگشت!

مستندی که برای بچه های اهل اداره منکرات آشنایی غریبی داشت!چون همه آنها هر روز آنها را می دیدند!

بعد هم رفت سر خاک شهدا و عربده کشید که همه فاسد شده اند و فقط من مانده ام!

پوستر های افتضاحی را سر قطعه شهدا زد که باعث ناراحتی خیلی ها شد!

جالب اینجاست که فقر و فحشا بجای جلوگیری از فحشا تبدیل شد به فیلم سوپر اسلامی! و مدتی هم جای فیلم سوپر قالب خلق الله می شد!

بعد از آن باز هم خبری از او نبود تا اینکه  فیلم کدام قرمز کدام آبی را ساخت!(که هنوز چشممان به جمالش روشن نشده)

تا اینکه گفتند دارد فیلمی می سازد با بازی حیایی و عبدی و شریفی نیاو ...

گذشت و گذشت تا اینکه اتفاقات جشنواره افتاد و من گیج شدم!

- ۷۰۰ میلیون خرج فیلم شد!کدامیک از فیلم اولی های که آقای کاسه ساز مدعی تهیه کندگی آنها هستند برای فیلم اولشان چنین خرجی شد؟

- آقای کاسه ساز گفتند: وقتی فلانی با فیلم نامه اش آمد گفتم برو یه فیلم کوتاه بساز بیار و من هم دیدم خوب می سازه دادم ساخت! کجای این مملکت کسی ۷۰۰ میلیون تومان پول رایج مملکت را اینجوری در اختیار کارگردانی می گذارد که نه سواد کارگردانی دارد و نه تحصیلات اکادمیک و نه دستیار کسی بوده و نه کاری کرده؟!

وقتی فیلم اختتامیه را دیدم

وقتی چهر های مثل پرویز پرستویی را دیدم

وقتی دیدم که هیاهوی حاج مسعود چه در اختتامیه چه در وبلاگش همان هیاهوی سالهای قبلش در سینما قدس و هزار جای دیگر است

فهمیدم پروژه ای دیگر در جریان است تا این موجود زیبا را پری دریایی نمایش دهد که از آب های تاریکی قدم به روشنایی می گذارد.

آقای ده نمکی:

من فقط می گویم که ای کاش تو هم کمی یاد می گرفتی!

ای کاش حالا که سوار موجی شدی و مشغول گذر از روی رودخانه ای دهن کجی به سنگهای صیقل خورده کف رودخانه نمی کردی!

کسی از تو نخواست قاضی شوی! داوری هم به تو نیامده!

اینکه نخبگان ما از مردم عقب ترند را چه کسی در دهانت گذاشت؟!برای دهانت بزرگ می زند!

برای من تو هیچ فرقی با امیرفرشاد ابراهیمی نداری !هردوتان ههوچی گرید و دروغ گو!

و مدعی!

چهارشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٥ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: