١: دوستى مى‏گفت: براى سخنرانى عازم شهرى بودم و بحثى را آماده کرده بودم؛ همین که سخنرانى را شروع کردم، بحث یادم رفت و هرکارى کردم یادم نیامد. همین نکته را موضوع بحث خود قرار دادم که اگر لطف خدا نباشد، ما هیچ هستیم.(آقای قرائتی)

٢:استاد مرحوم آیت الله مجتهدی (قدس سره الشریف) می فرمودند که: به حافظه تان ننازید. یکی از بازاریهای قدیم اواخر عمر همه چیز از یادش رفته بود و حتی اسم خودش را هم نمی دانست!

حدیث نفس: دیروز وقت وضو یادم رفت که اول دست راست را باید بشویم یا دست چپ!

خدایا! پناه بر خودت!

دوشنبه ٤ آبان ،۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()