سالی را که گذرانديد تعريف کنيد...

امسال برای من سال خوبی بود اما نمی توانم بگويم به همه خواسته هايم رسيدم.

سه ماه اول سال شروع به کارم بود.سه ماه دوم سال آشنا شدن با يه سری مسائل جديد.سه ماه سوم و چهارم سال،زيارت و زيارت و ماه رمضان و محرم و ...

اما امسال من با همه سالهای گذشته ام فرق داشت.

امسال برنامه ای رو با خودم شروع کرده بودم که بعضی از قسمتهاش به نتيجه رسيد

امسال تصميم گرفتم که کمتر به فکر خودم باشم که فقط يه سری  وقتهاش به نتيجه رسيد.

اا به نظرم خيلی شيرين اومد.

اينکه داری از خستگی ميميری اما مجبور باشی يه کار نه چندان سبک و نه چندانتر آروم رو با يه سری خسته تر از خودت انجام بدی.

يا با اينکه داری از عصبانيت می ترکی اما خودتو کنترل کنی و به همه لبختد ژوکوند بزنی.اينجوری يا اينجوری !!!

يا وقتی که يه نفر حالتو به هم ميزنه و ميدونی که قصدشو داره که با به هم ريختن اعصابت دعوا راه بندازه اما آروم باشی(اين از اون موارد عدم موفقيتم هستش چون آخرش دعوام شد)

يا هزار مسئله ديگه...

اما امسال با ۲-۳ خاطره تلخ ۲-۳ تا چيز فهميدم

اينکه درسته که وقتی يه چيزی رو از خدا می خوايم اما به صلاحمون نيست خدا نمی ده اما وقتی اصرارمون بيش از اندازه باشه خدا بهمون ميده و اونموقع هستش که تازه می فهميم که چه اشتباهی کرديم!

مثلا وقتی که يه چيزی از خدا ميخوای و ۳-۴ سال بهت نميدن(يعنی تا لب آب ببرنت ولی بهت ميگن نُچ!خبری نيست)اما پر رو بازی و اصرار و اينا و جور ميشه .ميری برميگردی!و ميگی که ای کاش نخواسته بودم.حداقل تا وقتی که شرايطشو و از لحاظ روحی و معنوی(نه مادی!)آمادگی کاملشو داشته باشم...

اما روی هم رفته سال خوبی بود.

از نظرهايی بهتر از پارسال و از نظرهايی بدتر...

اما می دونم که امسال دعای تحويل سال رو بايد جدی تر بخونم.

   يا مقلب القلوب و الابصار

يا مدبر الليل و النهار

يا محول الحول و الاحوال

بخصوص اينجا رو که ميگه

حول حالنا الی احسن الحال

همين.

یکشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٢ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: