سلام.

حقيقتش اين مطلب رو ۲ -۳ بار نوشتم و پاک کردم.دلم نيومد بنويسم.عکسا آپلود نشدولينکش درست نبود و اينا(حکايت قيف و نفت و چراغ و ...)

حکايت ازدواج حکايت غریبيه.

يه مدت مد شده بود تو اين مملکت که ازدواج يعنی نصف دين کامل بشه.رو همين حساب همه ازدواج ها قربه الی الله! انجام ميشدو همه به همين نيت با هم زندگی ميکردند.

بعد ار يه مدتی وقتی ديدن اينجوری زندگی سخته همون افرادی که اونجوری ازدواج کرده بودن بچه هاشونو فقط به دکتر مهندس و پولدار و آينده دار دادند و از همون قماش می گرفتند

اما يه مدت که گذشت وقتی ديدند که اينجوری زندگی نميشه کرد و همش دعوا مرافعه هستش و اينا يهو ازدواج مدل پروانه ای مد شد!

همديگه رو تو پارک ميديدن و تو خيابون خواستگاری و بعدش هم عروسی و به قول يه بنده خدايی ۱-۲ ماه بعدش هم ميديدن که تفاهم اخلاقی ندارن و از هم جدا ميشدن و دوباره ادامه ماجرا...

اما حالا يه چيز جديد مد شده!

عکسهاش رو اين پائين ببينيد و نظرتون رو بگيد

اين عکسها رو خودم گرفتم.محلش هم کيوسک تلفن،تقاطع بهار و طالقانی!

 

 همين!

جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: