بنام خدا

همیشه وقتی می خواهیم بین دو یا چند چیز "انتخاب" کنیم به وجود معیار یا معیارهایی برای تشخیص و انتخاب نیازمندیم تا هم انتخابمان صحیح تر باشد هم راحت تر بتوانیم انتخاب کنیم.

معیار ار ریشه عیار است و معنی تحت اللفظی آن وسیله ایست که بوسیله آن ارزش طلا و نقره را می سنجند.

برای تعیین معیار باید ابتدا هدف یا اهدافمان را از ازدواج مشخص کنیم تا بتوانیم متناسب با هدفمان معیارهایی تعیین کنیم تا انتخابمان ما را به سمت همان اهداف سوق دهد.

با توجه به اینکه هدف از ازدواج و بحث پیرامون آن قدری گسترده ایت آن را به قسمتهای بعد موکول کرده واین قسمت درباره معیار ومحسنات داشتن و دلیل داشتنش صحبت می کنیم.

متاسفانه در اجتماع ما در حال حاضر بسیارند افرادی که با یک نظر عاشق و با یک لبخند دلباخته می شوند و کرشمه ای مجنون می شوند و طرفشان می شود لیلی!با شنیدن حرفهای عاشقانه غش و ضعف می کنند و بعد هم ازدواج و بدبختانه با کوچکترین برخوردی از هم متنفر می شوند و تمام...

کسانی که معیاری برای انتخاب ندارند یا برای انتخاب دچار سر رگمی می شوند و به ناگاه خود را با کوهی!!!از منتخبین یا قابل انتخابها مواجه می بینند یا به دام تنوع طلبی خواهند افتاد که عوارض آن بسیار دشوار و غیر قابل جبران است.

مثال زیبائی که می توان زد مثل خرید چند متر پارچه است.

اگر هنگامی که به پارچه فروشی می روید و مثلا 3 متر پارچه پشمی زمستانی تیره رنگ از فروشنده می خواهید سریعتر به نتیجه دلخواهتان خواهید رسید یا نه؛زمانی که به پارچه فروش بگوئید من پارچه پشمی می خواهم ( یا حتی بگوئید من پارچه می خواهم!!!)

در مورد اول شما 2-3 مدل پارچه خواهید داشت و ار بین آنها به سرعت انتخاب خواهید کرد.اما در مورد دوم 10- 15 مدل پارچه با رنگهای مختلف خواهید داشت!که باعث سر درگمی شما و فروشنده و احیانا عصبانیت او بعد از چند دقیقه خواهد شد.و بعد از خرید هم در صورت بروز کوچکترین مشکل و یا شنیدن حرفی هر چند بی معنی با خود خواهید گفت اگر فلان پارچه را انتخاب می کردم بهتر نبود؟!

اینها همه مسائلی است که در صورت نداشتن معیار برای خرید چند متر پارچه(پارچه ای که اگر نخواستی هدیه اش می دهی یا حداکثر دورش می اندازی!)پیش می آید

حالا همه این مسائل را درباره ازدواج در نظر بگیرید...

شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: