اينهفته يکی از بهترين هفته های کاری و (نمی دونم چی بگم!؟شايد بدترين کلمه مناسبی نباشه) هفته های زندگيم بود

خسته از تمام دورويی ها

خسته از تمام کسانی که تا فرمايشتی باهات نداشته باشن انگار نه انگار که هستی اما به محض گير کردن امور ميشی عزيز ترين دوستشون...

و متنفر از کسی که شش -هفت ماه پيش با دوتا دروغ نا قابل مسير زندگی منو عوض کرد...(اين يکی رو همين ديروز فهميدم جالبه که طرف به عنوان خداوندگار راستگويی و مهر و صفا شهره خاص و عامه)

اما اميدوار به فضل خدا...

به قول يکی از اساتيد:

مصلحت نيست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نيست که نيست

پنجشنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸۳ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: