اولين اتفاق ماه مبارک رمضان

هيچی!

چی بگم!

صبح بری بانک و يه دسته هزار تومنی بزاری جيب داخلی کتت برای خريد و کارت تو يه اداره دولتی گير کنه و اذان رو بگن و تو هم مثل آدم سرت رو بندازی پائين و بری سمت نماز خونه

وقتی ميرسی می بينی که حاج آقا نماز اولو سلام داده و می خوان قرآن بخونن.بری بشينی و شروع کنی به نماز.

تو سجده رکعت دوم يهو اون اسکناس های نامرد!از جيبت بريزن جلوت و يهو همه کپ!کنن که چی بگن؟!

و در اون لحظات سخت که نمی دونی نماز می خونی يا يه چيز ديگه،يهو مدير همون شرکت دولتی بياد و خيلی راحت پولارو جمع کنه و تو تو نماز باشی.

بعد از نماز هم خيلی راحت بياد بهت بگه(بلند بلند) که (يه چيز تو اين مايه ها که آدم برای پول نبايد سجده کنه!)

هيچی ديگه!

آبرو و خنده و نماز و اينا!

چهار رکعت نماز دوباره می خونم قربه الی الله!

شنبه ٢٥ مهر ،۱۳۸۳ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: