السلام عليک يا اباعبدالله الحسين

السلام عليک يا سفير الحسين

وقتی روز عرفه می آيد همه می روند و می نشينند و دعای عرفه می خوانند .

دعايی که حسين روز آخر مکه خوانده است، ايستاده ،در مقابل خانه خدا!

آماده است برای رفتن، نه رفتن که گريختن (مگر نه اينکه خودش اين آيه را زمزمه می کرد وقت حرکت؟)

فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجنی من القوم الظالمين

و خدا می داند که که اين گريز نه از قضای الهی بود بلکه از آن بود که نمی خواست خونش در حرم بريزد.

مگر نه اينکه خونريزی در حرم آنهم در ايام حج حرام است؟!

چرا! اما مسئله اين بود که اين را او ميدانست و عامل بود اما ديگران چه؟!

بگذريم ...

اينجا هر چه حسين می گفت خدای من!الهی! در کوفه کسی بود که می گفت حسين!

روز عرفه روز خواندن دعای عرفه حسين است و روز شهادت مسلم.

مظلوميت مسلم دلم را می سوزاند.

بر سر دارالعماره بدانی می کشندت اما بگويی حسين ...

آب بياورندت و نتوانی بنوشی و بگويی حسين...

وقتی می گويند چيزی نمی خواهی رو به قبله کنی و بگويی حسين...

فقط بگويی حسين...

حسين

حسين

حسين

 

پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: