یا رئوف

به سينه پيرهن صبر پاره پاره کنم

بگو بگو که ز بی مهريت چه چاره کنم؟!

چنان گرفته دلم از تو و وفاداريت

به قصد کشتن خود گفتم استخاره کنم.

سخن درست بگويم نمی توانم ديد

که مِيُ خورند حريفان و من نظاره کنم

شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٤ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط سید آشنا نظرات ()
تگ ها: